دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۷
"
اصطلاح گروتسک ( Grotesque : عجیب و غریب ، بی تناسب )
اصلا ً برای توصیف چیزی به کار می رود که به راستی غیر انسانی است . به اعتبار لفظی ، " گروتسک " به ناودانی با پیش امدگی از دیوار در معماری سده های میانه در معماری اروپا اطلاق می شود که به صورت سر و تن انسان یا حیوانی ساخته می شده ؛ اشکالی عجیب و غریب ، ترسناک و اسرار آمیز داشته است و آن را در کلیساهای جامع سده های میانه می توان یافت . " فیلیپ تامپسون " 2 در بررسی تاریخی کتاب خود ، می نویسد این اصطلاح ، هویت خود را به عنوان یک مرجع از وجود " غار " 3 هایی در " رم " باستان کسب کرده که سپس سبک آن به کلیساهای جامع در اروپای قرون وسطی راه یافته و بعدها به کار نقاشان آمده است اما نویسندگان ، این اصطلاح را به معانی متفاوت دیگری به کار برده اند و آن را از پهنه ای محسوس و ملموس به قلمروی نامرئی و نامحسوس بسط داده اند . به همین دلیل ، برخی از منتقدان ادبی مانند " توماس مان " 4 ، " ویلیام وان او کانر " 5 و " لسلی فیدلر 6 " در مورد کاربرد درست این اصطلاح همداستان نیستند . این امر باعث شده که برخی از منتقدان از این عدم وضوح و فقدان دقت و صراحت در معنی این اصطلاح ، خشنود نباشند . بحث در باره ی گروتسک ، نخستین بار با " ولفگانگ کایزر " 7 و " میخائیل باختین " 8 آغاز شد . " کایزر " در گروتسک در هنر و ادبیات 9 به گروتسک به عنوان پدیده ای نگاه می کند که ناظر به جنبه های هراس آور و شیطانی حیات انسانی است ؛ یعنی مقتضیانی که سبب تباهی بسیاری از ارزش های زندگی می شود . از سوی دیگر باختین در رابله و جهان او 10 ، هرچند به گروتسک به عنوان امری شیطانی نگاه می کند اما بر جنبه ی خنده ی موجود در این نوع ادبی تأکید دارد که خود یکی از جنبه های " کارناوال " ، و ناظر به فرهنگ مردمی و دموکراتیک جشنواره هایی در سده های میانه بوده است " ( ماریون 2004 ، 2-1 ) . این دو دیدگاه در عین داشتن برخی مشترکات ، مفترقات بیش تری با هم دارند . " فتح الله بی نیاز " خنده ی موجود در " گروتسک " را نوعی " نیشخند " همراه با " بیزاری " می داند : " اما هدفش خنداندن خواننده نیست ؛ بلکه ایجاد انزجار و ترس است ، اما همین موقعیت از دیدگاه شخصیت داستانی با واژه هایی همچون تلخ ، دردناک و چه بسا گرایش به نیستی و خودکشی ، تا حدی رعب انگیز است . . . یعنی این جا ، شخصیت و متن ادبی ، شاهد برخورد دو حس و دو نیروی کاملا ً متضادند : ترس ، ِچندش و خنده ی تهی از شوق " ( بی نیاز 1388 ، 238 ) . از مجموع آنچه در باره ی " گروتسک " نوشته شده است ، چنین می شود دریافت که این " نوع ادبی " حاصل برخورد میان ناهمسازها است ؛ یعنی اگر حیات انسانی به قول " کایزر " ، " هراس آور و شیطانی " است ، جایی برای " خنده " و " مزاح " وجود ندارد . در آثار " فلانری او، کانر " 11 این " ناهمسازی " ، از رهگذر مجاورت عناصر ناسازگار با هم به وجود می آید ؛ مثلا ً در داستان مردم سرزمین خوب 12 ، از زنی سی و دو ساله به نام " جوی هولگا " 13 یاد می شود که ادعا می کند در رشته ی فلسفه ، درجه ی دکترا دارد 1.Grotesque 2. Philip Thompson 3. Grotto 3. Thomas Mann 4. William Van O’Connor 5. Leslie Fiedler 6. Wolfgang Kayser 7. Mikhail Bakhtin 9. The Grotesque in Art and Literature 10. Rabelias and His World 11. Flannery O’Connor 12. Good Country People 13. Joy- Hulga اما داستان هنگامی کمیک می شود که او بر خلاف ادعایش و بر اساس آنچه از گفتار و کردارش برمی آید ، به یک نوجوان بیش تر شباهت پیدا می کند . گروتسک ، نتیجه ی ناهمسازی و عدم تطابق آن ادعا با کردار او است . درواقع ، او وقتی به کسی به نام " مانلی پوئینتر " 1 می گوید فقط هفده سال دارد ، دروغش به واقعیت نزدیک تر است . " تامپسون " در تعریف خود از " گروتسک " بر عنصر و پایه ی " ناهمسازی ها " تأکید دارد و می گوید در حال حاضر گرایش غالب در تعریف این نوع ادبی این است که : " ما گروتسک را اصولا ً به عنوان یک " پدیده ی دو سویه " 2 و حاصل برخورد دو امر متضاد می دانیم ؛ یعنی آنچه مشخصا ً به سرشت پروبلماتیک وجود آدمی اشاره دارد و تصادفی نیست که این شگرد در هنر و ادبیات در زمان ها و مکان هایی غالب و مشهود است که گونه ای ستیز میان کهنه و نو در آن اتفاق افتاده یا جامعه ، سمت و سویی متفاوت با گذشته اش در پیش گرفته است " ( تامپسون 1972 ، 11 ) . " تامپسون " مشخصا ً به " گروتسک " موجود در ادبیات جنوب آمریکا پس از جنگ جهانی اول ، در دهه ی دوم سده ی بیستم ایالات متحد آمریکا و آثار نویسندگانی مانند " ویلیام فاکنر " 3 نظر دارد که جامعه ی آن روزگار را ، تلاقیگاه سنت و مدرنیته می داند ؛ یعنی جامعه بی آن که تحول فرهنگی و اجتماعی کامل گذشته را به گونه ای طبیعی به پایان رسانده باشد ، ناگهان خود را در برابر نمودهای متضاد " مدرنیته " 4 و تهاجم اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی سرمایه داری ایالات شمالی غالب بر خود می یابد . نتیجه ی رویارویی این " ناهمسازها " ، " گروتسک " است . " دونالد دیویدسون " 5 در یکی از مقالات خود با عنوان چرا جنوب مدرن ، ادبیاتی غنی دارد ؟ 6 تازگی و غنای آثار " فاکنر " را در همین ناهمسازی میان " وضعیت چیره بر حیات ویلیام فاکنر " اهل " جنوب " و تضاد آن با وضعیت چیره بر حیات اجتماعی " شمال " بر اقلیم او می داند . تضاد میان فقر و محرومیت " جنوبی " ها و برعکس ، ثروت و تنعم " شمالی " های کوچ کرده به " جنوب " و ناهمسازی میان فرهنگ آن دو در یک اقلیم ( مدرنیته و سنت ) شالوده ی این " گروتسک " است . " بی نیاز " ، در " گروتسک " به درستی آمیزه ای از دو امر ناهمگون " تراژدی " و " کمدی " می بیند : " گروتسک از این منظر ، آمیزش دو عنصر متضاد است : تراژدی ، یعنی پرداخت مضامین پایدار ، بنیادین و مشترک بشریت همراه با پایانی فاجعه آمیز ، و کمدی به معمای پرداخت مضامین گذرا ، نه چندان مشترک و مسائل عادی به طرزی شوخ و سرزنده با پایانی که اگر خوش نباشد ، فاجعه آمیز هم نیست . در بخش های گروتسک یک داستان ، خواننده از یک طرف با تراژدی و آینده ی احتمالا ً فاجعه آمیز موقعیت شخصیت رو به رو است و از سوی دیگر ، با وضعیتی گذرا و شوخ . این تلاقی از دیدِ خواننده ، با واژه هایی همچون مضحک و طنزآمیز ، غیر طبیعی و غریب توصیف می شود " ( بی نیاز ، همان ) . اگر بخواهیم همین آمیزش ناهمسازی ها را در یک رفتار نمادین کسی نشان دهیم ، می توانیم رفتار او را در حالی ترسیم کنیم که سوار بر خودرو سواری گران قیمتی است و در یکی از شیک ترین و مجلل ترین خیابان های مادر شهرها رانندگی می کند و در همان حال ، پلاستیک حاوی پوست میوه و تخمه ی خود را از پنجره به خیابان می ریزد . میان آن نمودهای " مدرنیته " و مقررات شهروندی و نظام مدنی و این رفتار اجتماعی نسنجیده و متعلق به جامعه ی پیشا ـ مدرنیته ، هیچ گونه تناسب و " همسازی " وجود ندارد . این رفتار اجتماعی هم تراژیک است ، هم کمیک . تراژیک است زیرا هنوز حد و مرز و حریم حقوق شهروندی شناخته و درک 1.Manly Pointer 2. Ambivalent thing 3.William Faulkner 4. Modeity 5. Donald Davidson 6. Why the Mode South Has a Great Literature ? نشده است . کمیک است زیرا میان دو سوویه ی " مدرنیته " و " سنت " تضادی هست که حل نشده است . این که حافظ می سراید : واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند خود یک " گروتسک " در گستره ی ادبی است ، زیرا میان جلوه گری در محراب و بر منبر ( ادعای تقدس ، دعوت به کف نفس و رعایت اوامر و نواهی دینی برای دیگران ) و رفتار غیر اخلاقی ـ دینی و عملی شخصی و فردی ، تضاد ی هست که هر دو عنصر موجود در " گروتسک " ( عنصر تراژیک ـ کمیک ) یا " ناهمسازی ها " را در خود دارد . باری ، اصطلاح " گروتسکو " 1 نخستین بار در سال 1532 در انگلستان به کار رفت تا این که سرانجام در 1640 به صورت اصطلاح رایج " گروتسک " و البته به معنی نوعی از تزییات مانند تزیین با مدال ، یا به معنی ابوالهول ، شاخ و برگ و صخره استعمال شد . " گروتسک " به عنوان اصطلاح ادبی ، نخستین بار در آثار " رابله " اما نه به معنی اخص آن به کار رفته است . استفاده ی عملی از این واژه و به معنی دقیق اصطلاحی در آثار " سویفت " 2 ، " پوپ " 3 ، " بایرون " 4 ، " پو " 5 ، " دیکنس " 6 ، " کافکا " 7 " یونسکو " 8 قابل مطالعه است ( کادن 1999 ، 368-567) . از جمله داستان های " گروتسک " موفق و هنری ، یکی داستان کوتاه دماغ 9 " گوگول " است که متن کامل آن نخستین بار در سال 1842 انتشار یافت و " کایزر " در آلمان از آن به عنوان نمونه ی موفقی از " گروتسک " یاد کرد . " سیمون کارلینسکی " 10 در مقاله ی نگاهی به سوررئالیسم " دماغ 11 به بررسی زیبایی شناختی این اثر پرداخته است ( کارلینسکی 1976 ، 130-123 ) .
نوشته شده توسط اعضای انجمن در ساعت 14:11 |
لینک |
درخواست کمک اردوغان از ناتو پاسخی خواهد داشت؟/ عبدالباری عطوان...
ما را در سایت درخواست کمک اردوغان از ناتو پاسخی خواهد داشت؟/ عبدالباری عطوان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: پنجشنبه 21 تير 1397 ساعت: 14:05